قلم ، نیزه

کاغذ ، تنم

ای خشکیده در گیج ترین گنج خاور زمین

سنگ،ریشه

تناور ، بشیرم

حالا بزن چرخ ، فریاد یا قهقهه  

دشت وخون

ساغر،زمینم

تا باور تو من همینجا باید ...

از پلکان شعر لیز می خورد قوری چای تا زیر زمینم.