غادة السمان
نفرین افلاطون
طعنه ی یونان
عاقبت فرو آمد
بر
استبداد انگشتانم
بر هرج و مرج گیسوانت...
دموکراسی
خاورمیانه ی اندامت بود
که همیشه بوسه های من دمشقی نخست وزیر آنجا بود
شبهای زیتون و سنگ
انتفاضه
ضربان قلب تو بود بعد هر هماغوشی
قبل از جولان دست یهودا
بعد از فرار پلکها
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 21:14 توسط عطی رضا
|